الشيخ حسين المظاهري
93
كاوشى نو در اخلاق اسلامى وشئون حكمت عملى (فارسى)
القيامه بقاع قرقر و سلط عليه شجاع اقرع يريده و هو يحيد عنه فاذا رأي انّه لا مخلص له منه امكنه من يده فقضمها كما يقضم الفجل ، ثم يصير طوقا في عنقه . و ذلك قول اللّه عزّوجلّ : ( سيطوقون ما بخلوا به يوم القيامه ) و ما من ذي مال ابل او غنم او بقره يمنع زكاه ماله الّا حبسه اللّه يوم القيامه بقاع قرقر ، يطأه كلّ ذات ظلف بظلفها و ينهشه كل ذات ناب بنابها و ما من ذي مال نخل او كرم او زرع يمنع زكاتها الّا طوّقه اللّه ريعه أرضه إلي سبع أرضين إلي يوم القيامه . 97 " هيج صاحب زر و سيمى نيست كه زكات مال خود را ندهد مگر اينكه خداوند به روز رستخيز او را در زمينى هموار نگاه دارد و مارى بر او چيره گرداند كه بر اثر فراوانى سم ، موى سرش ريخته باشد . اين مار در طلب اوست و او از اين مار ، گريزان . پس چون دريابد كه از او رهايى ندارد ، دست خود را در اختيار او مى نهد و او دستش را خُرد مىكند چنان كه تربچه خرد مىشود ، سپس بر گردن او چنبره مى زند ، و اين است همان فرمودهءپروردگار كه ( سيطوّقون ما بخلوا به يوم القيامه ) ، " در روز قيامت آنچه را كه در بخشيدنش بخل مى ورزيدند چون طوقى به گردنشان خواهند آويخت . " و هيچ صاحب شتر و گوسفند و گاوى نيست كه زكات مال خود را ندهد مگر اينكه خداوند به روز رستخيز او را در زمينى هموار نگاه دارد و هر سُم دارى با سمش او را مى كوبد و هر نيش دارى او را مى گزد . و هيچ صاحب نخل و تاك و كِشْتى نيست كه زكات مال خود را ندهد مگر اينكه خداوند ، محصول زمين او را تا هفت زمين ، تا به روز رستخيز به گردن او بياويزد . و نظير آن است اين روايت از پيامبر اكرم ( ص ) مى فرمايد : " مانع الزكاه يجرّقصبه في النار يعني امعاه في النّار و مثل له ماله في النّار في صوره شجاع اقرع له زبيبتان يفرّالانسان منه و هو يتبعه حتّي